display result search
منو

طبیب دل

  • 8 قطعه
  • 6':29" مدت زمان
  • 40 دریافت شده
تصنیف هایی در فضای موسیقی دستگاهی
نوازنده ی سنتور : محمدجواد ضرابیان
نوازنده ی تار و دوتار : شهریار فریوسفی
نوازنده ی نی : بهروز الوندی پور
نوازنده ی تنبک : کامبیز گنجه ای
نوازنده ی کمانچه : سینا جهان آبادی
نوازنده ی عود : شهرام غلامی
نوازنده ی سنتور و دایره و دهل : همایون شجریان
نوازنده ی دمام و دهلک و ضرب : کوروش بزرگ پور
نوازنده ی فلوت : ناصر رحیمی
نوازنده ی ویولون : هادی آرزم

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 5:33
    رفتی و از پس پرده ی اشك محو رخساره ی آتشم من گرچه سوزد دل از آتش رشك با همه ناخوشی ها خوشم من عشق بی گریه شوری ندارد شمع افسرده ، نوری ندارد رفتی از كلبه ی من به صحرا لب فروبسته از گفت و گویی بوی گل بودی و بوی گل را باد هردم كشاند به سویی امشب ای گل به كوی كه رفتی دامن افشان به سوی كه رفتی در دل تنگ من ، آتش افروخت عشق آتش فروزی كه دارم ناگهان همچو گل خواهدم سوخت آتش سینه سوزی كه دارم سوزد از تاب غم پیكر من تا چه سازد به خاكستر من رهی معیری
  • 8:42
    می شنوم می شنوم آشناست موسیقی چشم تو در گوش من موج نگاه تو هم آواز ناز ریخت چو مهتاب در آغوش من می شنوم در نگه گرم توست گم شدگان بانگ بهشت امید این همه گشتم من و دل خواه من در نگه گرم تو می آرمید موسیقی چشم تو گویاتر است از لب پرناله و آواز من وه كه تو هم گر بتوانی شنید زین نگه نغمه سرا راز من هوشنگ ابتهاج
  • 5:50
    من نه خود می روم ، او مرا می كشد كاه سرگشته را كهربا می كشد چون گریبان ز چنگش رها می كنم دامنم را به بر ، از قفا می كشد دست و پا می زنم می رباید سرم سر رها می كنم دست و پا می كشد سایه ی او شدم چون گریزم از او در پی اش می روم تا كجا می كشد هوشنگ ابتهاج
  • 7:51
    من كیستم تا هر زمان پیش نظر بینم تو را گاهی گذر كن سوی من تا در گذر بینم تو را افتاده بر خاك درم خوش آن كه آیی بر سرم تو زیر پا بینی و من ، بالای سر بینم تو را یك بار بینم روی تو ، دل را چه سان تسكین دهم تسكین نیابد جان من صد بار اگر بینم تو را صد بار آیم سوی تو تا آشنا گردی به من هر بار از بار دگر از بار دگر بیگانه تر بینم تو را من كیستم تا هر زمان پیش نظر بینم تو را هلالی جغتایی
  • 8:29
    آه ای طبیب دل من درمان بیماری ام كن در پای تو رفتم از دست فكر پرستاری ام كن در دام عشقت اسیرم خون می خورم تا بمیرم گر فرصتی مانده باقی ای مهربان یاری ام كن ای هم چو آتش فروزان پا تا سرم را بسوزان دود از وجودم بر آرد در آسمان جاری ام كن در جام نوشم چه كردی با عقل و هوشم چه كردی خواهی ز مستی نمیرم تدبیر هشیاری ام كن ای هم چو آتش فروزان پا تا سرم را بسوزان دود از وجودم بر آرد در آسمان جاری ام كن سیمین بهبهانی
  • 6:07
    امید من ، دلم بی تو ندارد آرام خوشا آرد نسیم گل ز كویت پیغام هم دردی ، هم درمان هم وصلی هم هجران جانا جانا خداوندا دل شیدا ندارد سامان غم تلخ شب هجران ندارد پایان هم دردی ، هم درمان هم وصلی هم هجران جانا جانا یارب خسته ام مرغ بال و پر بسته ام خسته از بلا را دریاب آه از این دلم از جهان چه شد حاصلم دل شكسته ها را دریاب تا كی سوزم ز تب ها تا كی نالم به شب ها تا كی سوزم تا كی سازم یارب خسته ام ، مرغ بال و پر بسته ام خسته از بلا را دریاب آه از این دلم از جهان چه شد حاصلم دل شكسته ها را دریاب تا كی سوزم ز تب ها تا كی نالم به شب ها تا كی سوزم تا كی سازم در سینه موجی از غم دارم عشقت را از عالم كم دارم چون شمعی لرزانم بی تابم من بی تو چون نقشی بر آبم تا از تو جان یابم دریابم دریابم دریابم جوادی
  • 6:50
    گل من بهار من امید و قرار من كجایی نگار من ، كجایی نشینم به راه تو به شوق نگاه تو كه یك شب چو ماه نو در آیی ای صنم دل مرا رها مكن خدا را بیش از این به جان من جفا مكن تو یارا عشق من امید من تمام هستی من من تو ام مرا ز خود جدا مكن نگارا گل من بهار من امید و قرار من كجایی نگار من ، كجایی نشینم به راه تو ، به شوق نگاه تو كه یك شب چو ماه نو در آیی خداوندا چرا دنیا به كام دل من نمی گردد نمی دانم شب تارم چرا صبح روشن نمی گردد خوشا روزی كه باز آیی امید جانم بهار آید رسد ای جان به سر خزانم تو راز نهانم نمی دانی غمم را ز چشمم نمی خوانی همیشه به عشقت وفادارم اگرچه كنارم نمی مانی گل من بهار من امید و قرار من كجایی نگار من ، كجایی نشینم به راه تو به شوق نگاه تو پ كه یك شب چو ماه نو ، در آیی جوادی
  • 6:29
    روی گشاده ای صنم طاقت خلق می بری چون پس پرده می روی ، پرده ی صبر می دری آینه را تو داده ای پرتو روی خویشتن آینه را تو داده ای پرتو روی خویشتن ورنه چه زهره داشتی در نظرت برابری نسخه ی چشم و ابرویت ، پیش نگار گر برم گویم این چنین بكش ، صورت قوس مشتری چون تو درخت دلنشان ، تازه بهار و گل فشان حیف بود كه سایه ای بر سر ما نگستری من نه مخیرم كه چشم ، از تو به خویشتن كنم گر تو نظر به ما كنی ، گر نكنی مخیری پند حكیم بیش از این بر من اثر نمی كند كیست كه بر كند یكی زمزمه ی قلندری سعدی

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی