display result search
منو

دلم تنگ است

  • 6 قطعه
  • 6':24" مدت زمان
  • 1 دریافت شده
ترانه ها یی در فضای موسیقی دستگاهی ، همراه با قطعه ای به صورت ساز و آواز
نوازنده ی ویولون : حبیب الله بدیعی
نوازنده ی ویولون : پرویز یاحقی
نوازنده ی ویولون : همایون خرم
نوازنده ی قره نی : ولی الله البرز
نوازنده ی قره نی : رضا یاوری
نوازنده ی تار : سلیمان روح افزا
نوازنده ی تار : مهدی تاکستانی
نوازنده ی ترومپت : عباس سلیمانی
نوازنده ی تنبک : جهانگیر ملک

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 3:39
    یك نفس ای جان جهان خیز و در آیینه ی جان جلوه گری كن با دل بی طاقت ما راه وفا پوی و جفا با دگری كن ای رویت فروغ شب های من وی عشقت شرار تب های من هم چون گل به خنده بگشا لب را تا گردد شكفته لب های من تو چنان رویایی هستی و ناپیدایی در بر من آیی هر شب چو غم دیرینی خاطره ی شیرینی بر سر من آیی هر شب چو نسیمی چو نوازد ز صفا روی چمن را شكفد روی تو ای گل همه شب خاطره ام را ای رویت فروغ شب های من وی عشقت شرار تب های من هم چون گل به خنده بگشا لب را تا گردد شكفته لب های من یك نفس ای جان جهان خیز و در آیینه ی جان جلوه گری كن با دل بی طاقت ما راه وفا گوی و جفا با دگری كن عبدالله الفت
  • 4:40
    ساز و آواز نوازنده ی ویولون : حبیب الله بدیعی گفتم نهایتی بود این درد عشق را هر بامداد می‌ كند از نو بدایتی درمانده‌ ام كه از تو شكایت كجا برم هم با تو گر ز دست تو دارم شكایتی سعدی نهفته چند بماند حدیث عشق این ریش اندرون بكند هم سرایتی سعدی
  • 5:48
    چون مرغ طوفان هردم سردرگردان در دست طوفان ها پر بگشایم با عشقی بی پایان سوی آسمان ها هم راز شب های خاموشم در رویای مست مدهوشم بی خبر از دنیا چون كاهی در دست طوفانم بر روی موجی سرگردانم موج آرزوها گر با من آمیزد گر از من بگریزد چشمم در دل شب جوید روی او را خواهد تا ببیند بوی آرزو را دل را هر دم می فریبد آرزویی بر روی جمعی چون تار مویی آه امشب نالان چون مرغ شباهنگم كه آوایی حزین خیزد از دل تنگم فغان دلم شكسته سكوت شب را زین آهنگ موزون راز قلب محزون شده شاد تورج نگهبان
  • 4:55
    ای خیمه ی نیلی فام در اوج افق ها گسترده ای آرام خورشید فروزان را چون شعله ی آهی آورده ای از كاه گه مونس شب باشد ظلمت به جهان باشد گاهی ز كناری ماهی به در آری تا جلوه نماید چون روی نگاری بس كوكب رخشان بر سینه فشانی چون دشت پر از گل در فصل بهاری افزون چو شود خشمت غرقی جهد از چشمت زان سوز نهانی از سوز درون گاهی از سینه كشی آهی اشكی بفشانی قبله گاه عشاقی ای سپهر نیلی جلوه های مهتاب از عشق ما دلیری همه جا همه سو بود نشانه ی تو به دل همه كس بود فسانه ی تو ایرج تیمورتاش
  • 5:35
    من شعله ی عشقم در سینه نهانم بنشسته به جان آشفته دلانم جهان جمالم نشان كمالم گهی خنده ی ذوقم گهی گریه ی شوقم گهی در پس یك سینه نهانم جهان جمالم نشان كمالم گاهی همه چون دل شدگان روی نیازم گاهی به رخ دل شكنان مایه ی نازم گاهی به نظر رفته چنان قطره ی اشكم گه در دل جان مانده چنان عقده ی رازم در دیده ی عاشق همه نقش وصالم گهی همدم دل ها چو خیالم گهی همره سودای محالم جز در دل بی كینه من راز نمی یابم شور سر پرفتنه نور دل بی تابم بر هم ریزم كاشانه ی دل را پرخون سازم پیمانه ی دل را بیژن ترقی
  • 6:24
    گفتم ای رویای من وی غمت سودای من فتنه كم كن شعله بر جانم مزن بیش از این آرامشم بر هم مزن گفت اگر سوداگر عشق منی بگذر از جان حرف بیش و كم مزن گفتم از چشم تو می جویم نشان مهربانی خنده ای زد كز سوی دلی مجو تا می توانی گفتم از بی همدمی هم صحبتی پیمانه گشتن گفت از این هم صحبتان خوش تر بود بی هم زبانی گفتم ای سیمین تن كی كنی بس با من این غرور و سر گرانی این غرور و سرگرانی گفت اگر در سینه بودت راز عشقی آسمانی در غرور من ندیدی غیر لطف و دل ستانی گفتمش عشق تو ای مه كرده پیرم در جوانی خنده زد كز عشق خوبان غیر رسوایی چه دانی گفتم آیم در پناهت تا نسوزم همچو مرغی در غم بی آشیانی گفت از این افسانه ها بگذر فنا شو تا بیابی آشیانی جاودانی نظام فاطمی

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی