display result search
منو

شور عشق

  • 11 قطعه
  • 6':04" مدت زمان
  • 8 دریافت شده
موسیقی دستگاهی
آهنگساز : فریدون شهبازیان
خواننده : علیرضا افتخاری
شاعر : عراقی، هوشنگ ابتهاج، حافظ و فریدون مشیری
نوازنده سنتور : پشنگ کامکار
نوازنده تار : شهرام میرجلالی
نوازنده کمانچه ی مهمان : هابیل علی اف

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 12:42
    اجرای سنتور پشنگ كامكار به همراه آواز علیرضا افتخاری و شعر هوشنگ ابتهاج ای عشق همه بهانه از توست من خامشم این ترانه از توست آن بانگ بلند صبحگاهی وین زمزمه ی شبانه از توست من انده خویش را ندانم این گریه ی بی بهانه از توست ای آتش جان پاكبازان در خرمن من زبانه از توست كشتی مرا چه بیم دریا؟ طوفان ز تو و كرانه از توست می را چه اثر به پیش چشمت؟ كاین مستی شادمانه از توست من می گذرم خموش و گمنام آوازه ی جاودانه از توست چون سایه مرا ز خاك برگیر كاینجا سر و آستانه از توست
  • 6:47
    عشق، شوری در نهاد ما نهاد جان ما در بوته ی سودا نهاد گفتگویی در زبان ما فكند جستجویی در درون ما نهاد داستان دلبران آغاز كرد آرزویی در دل شیدا نهاد قصه ی خوبان به نوعی باز گفت كاتشی در پیر و در برنا نهاد عقل مجنون در كف لیلی سپرد جان وامق بر لب عذرا نهاد بهر آشوب دل سوداییان خال فتنه بر رخ زیبا نهاد وز پی برك و نوای بلبلان رنگ و بویی در گل رعنا نهاد فتنه ای انگیخت شوری درفكند در سرا و شهر ما چون پا نهاد (عراقی)
  • 4:42
    ترانه ی شور عشق با اجرای گروه كر در اواسط این ترانه، علیرضا افتخاری قطعه ی آوازی را اجرا می كند. عشق، شوری در نهاد ما نهاد جان ما در بوته ی سودا نهاد گفتگویی در زبان ما فكند جستجویی در درون ما نهاد داستان دلبران آغاز كرد آرزویی در دل شیدا نهاد قصه ی خوبان به نوعی باز گفت كاتشی در پیر و در برنا نهاد عقل مجنون در كف لیلی سپرد جان وامق بر لب عذرا نهاد بهر آشوب دل سوداییان خال فتنه بر رخ زیبا نهاد وز پی برك و نوای بلبلان رنگ و بویی در گل رعنا نهاد فتنه ای انگیخت شوری درفكند در سرا و شهر ما چون پا نهاد (عراقی)
  • 3:08
    اجرای ساز و آواز با تار شهرام میرجلالی و آواز علیرضا افتخاری و شعر هوشنگ ابتهاج شبی بود و بهاری در من آویخت چه آتش ها ، چه آتش ها برانگیخت فرو خواندم به گوشش قصه ی عشق چو باران بهاری اشك می ریخت
  • 2:24
    اجرای قطعه ی بی كلام رهایی توسط اركستر و نیز آواز علیرضا افتخاری با كلام فخرالدین عراقی عشق شوری در نهاد ما نهاد جان ما در بوته ی سودا نهاد
  • 2:24
    بوی خوش تو هر كه ز باد صبا شنید از یار آشنا سخن آشنا شنید یا رب كجاست محرم رازی كه یك زمان دل شرح آن دهد كه چه گفت و چه‌ها شنید محروم اگر شدم ز سر كوی او چه شد از گلشن زمانه كه بوی وفا شنید حافظ
  • 2:00
    قطعه ی بی كلام، اجرا شده توسط اركستر با تكنوازی كمانچه ی هابیل علی اف.
  • 4:39
    ساز و آواز با تار شهرام میرجلالی و آواز علیرضا افتخاری با غزل حافظ بیا ساقی آن می كه چون گل كند همه باغ پربانگ بلبل كند به من ده كه چون گل بخواهم شكفت كه راز شكفتن نشاید نهفت بده ساقیا می كه هستم هنوز همان عاشق می پرستم هنوز به مستی كه جان در سر مِی كنم همه عمر در پای خم طی كنم (هوشنگ ابتهاج)
  • 3:15
    بیا ساقی آن می كه خون حیات ازو شد روان در رگ كائنات به من ده كه خورشید رخشان شوم ز گنج نهان گوهر افشان شوم بده ساقی آن می كه جان بهار ازو جرئه ای خورد و شد پرنگار به مستی چنین در گلستان بخفت سحر رنگ و بویش تو در گل شكفت بیا ساقی آن می كه جان آفرید به من ده كه جان جامه بر تن درید كجا تن كشد باری هنگام اشك كه او جان جان است و جان جان اشك (هوشنگ ابتهاج)
  • 11:23
    اجرای ساز و آواز با تار شهرام میرجلالی و آواز علیرضا افتخاری با كلام هوشنگ ابتهاج چو شب به راه تو ماندم كه نای من باشی چراغ خلوت این عاشق كهن باشی بسان سبز پریشان سرگذشت شبم نیامدی كه مهتاب این چمن باشی تو یار خواجه نگشتی به صد هنر هیهات كه بر مراد دل بی قرار من باشی تو را به آینه داران چه التفات بود چنین كه شیفته حسن خویشتن باشی دلم ز نازكی خود شكست در غم عشق وگرنه از تو نیاید كه دل شكن باشی وصال آن لب شیرین به خسروان دادند تو را نصیب همین بس كه كوه كن باشی خموش سایه كه فریاد بلبل از خامیست چو شمع سوخته آن به كه بی سخن باشی
  • 6:04
    با یادت سرمستم ای نگار آسمانی یادم كن تا هستم ای امید زندگانی تا به هر ترانه می كشد زبانه شور عاشقانه ی من حال دل می گویم با زبان بی زبانی هر لبخندت با من گوید دل مده به دست غم در این عالم بنشین با عشق تا گل روید زین شب خزانی تا كه از نگاه تو نور شادی می بارد دل ز مهربانیت شور و شادی ها دارد با تو خزان من بهاران با تو شبم ستاره باران از نورافشانی چه بخواهی چه نخواهی دل عاشق ره تو پوید به هر نشانی دل و جان سرمست از شوق نگاه تو همه جا حیرانم دیده به راه تو كه بدین روح افزایی زیبایی رویایی چون بهشت جاودانی چه شود گر بازآیی چون نفس باد سحر می رسدم جان دگر دیده كشد سوی تو پر همسفرم شو كه می توانی پر و بالم را با دیدارت كی بگشایی؟ تب و تابم را با لبخندت كی بنشانی؟ با یادت سرمستم ای نگاه آسمانی یادم كن تا هستم ای امید زندگانی (فریدون مشیری)

مشخصات موسیقی

سایر مشخصات

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی