display result search
منو

سمفونی کارون

  • 4 قطعه
  • مدت زمان
  • 1 دریافت شده
سمفونی در چهار موومان با مضمون رود کارون

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 15:00
    اي آب هميشه مظهر پاكي اي آب بقاي عالم خاكي هرجا كه مي باري با خود صفا داري گاهي خروشاني، گاهي طربناكي در جان چو خورشيد جهان تابندگي داري هرجا كه مي آيي، نشان از زندگي داري چه در صحرا چه بر دريا دل را ببر تا روياها ما را ببر تا آن سوي دريا ما تشنه ي عشقيم جان را چراغان كن ما را ز جان عشق، يك جرعه مهمان كن باران چشم گريان دارد گويي ياد ياران دارد هرجا گذركني، با چشم دل بنگر بر گل ها همه جا تصوير ياران را بر ياد آر تو ايران را اي ايران در تن و جان ماني جاويدان در دوراني جاويدان جاويدان جاويداني اي جان من ايران من مان در ل ها شور تو بي پايان خاكت آباد در دوران باد ايران پاينده باد تا جان در تن دارم، نام تو زنده با يادت نوبهارم از عشقت گل مي بارم تا هستي در كنارم با مهرت غم ندارم كي خسته گردم از رفتن همچون دريا من بي قرارم بر قله ها پا بگذارم، بر عزم خود ايمان دارم اهل باران از ما ايثار است چون من مردم روز دشوارم تا گردد چرخ گردون تا جان باشد گلگون گلگون بادا جاري رود كارون محمد عبدالحسيني
  • 9:19
    اي يار و هم پيمان، همچو آيينه اين چنين حيران محو بيگانه مشو اين زمان برخيز با غفلت بستيز ديده را وا كن خام افسانه مشو خود را در عالم باور كن ديده بگشا نغمه سركن ايراني خود را باور كن گل دميده بهاران رسيده، شب گذشته سپيده دميده ساقي مي بده مطرف دف بزن، غم از ريشه بركن در بهاران شد جان گل باران محمد عبدالحسيني
  • 27:50
    همراه من آواز من بشنو افسانه ي پرواز من بشنو بنشين و يك دم راز من بشنو هردم بوديم باهم در راه عشق شب هامان روشن شد از ماه عشق هرجا كه نشستيم با ياد تو هستيم اي ايران اي ايران در راهت با ياران با مهر و با ايمان در عشقت مي مانيم هم عهد و هم پيمان دميد خورشيد اميد، برآمد صبح سپيد به گوش جان رسيد بگذر از جان در اره ميهن دل راهي كن در راه ميهن سنگ خارا گل گردد با عزم تو و من در بهاران زير باران شاد و خندان گل به دامان اي هم زبان اي مهربان ديده واكن غم رها كن چون دميده گل به گلزاران ما عاشقان هرجا هرزمان با عزم و توان با اهل جهان گفتيم مي توان ايران من ايران من برپا بمان در هفت آسمان ما نيك اختريم خورشيد جهان مهر خاوريم تا مي گردد چرخ گردون در راه تو از جان بگذريم در دور فلك بر اين باوريم آري مي توان شد مهرت بر جان چون لاله زاران با ياد ياران اي ايران يادت جاويد چون ماه و خورشيد بر بام توحيد در هفت آسمان نشنود درد من سنگ خارا شد هماورد من كوه و دريا بنگر ما را در دشت و صحرا در باغ جان از باران مي روييم همچون گل ها ديدار ما همچون گل صبح فردا با هم مي مانيم چون خود مي دانيم ما مي توانيم دريا شد را ما، صحرا آرام ما چون شد بر كام ما چرخ گردون از خون ياران گر خاك كرخه اگر رود كارون چه غم گر شد گلگون محمد عبدالحسيني
  • 15:27
    اي روح سخنم اي جان و تنم ايران وطنم جان جان همه تو ايمان همه تو بي تو چه كنم در دل مهرت ايران پايان ندارد يك دم بي تو بودن امكان ندارد با تو در اوج پروازم اي ايران، با عشقت مي مانم با مهرت مي خوانم اي صبحت آغازم اي شامت پايانم با يادت مي بالم با نامت مي نازم خاكت را با ايمان همواره با جان سازم ايران گنجينه ي رازم اي نغمه ي آوازم ايران اي ماه تابانم، اي مهرت در دل ها بي پايان همه اميدم ايران همه جهانم ايران غزل سپيدم ايران نفسم و جانم ايران باش جاويدان اي خروش جاودان، كارون اي شكوه خاوران جاري از اميد و جان كارون در ديار عاشقان سربلند و پرتوان كارون تا ابد چنين بمان من از عشقت در سر شوري دارم، اي ايران وطن من ايران اي ايران غزل بي پايان، من از مهرت در دل شوري دارم ملك ايران سحر بي نهايت بشنو از ني كه كند اين حكايت بر زبان ها همه از ما روايت ما از نسل طوفان هستيم از ياران باران هستيم ما فرزند ايران هستيم محمد عبدالحسيني

مشخصات موسیقی

سایر مشخصات

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

صدای موسیقی