display result search
منو

نه فرشته ام نه شیطان

  • 6 قطعه
  • 5':17" مدت زمان
  • 1 دریافت شده
اثری با آهنگسازی تهمورث پورناظری و صدای همایون شجریان
نوازندگان:
تکنواز سه تار: تهمورس پورناظری
ویلن:
فلیپ برزینا
استفنی بیبو
دیوید ریدر
پیتر ماسک
جوری فنکوچن
ناتالی کاردوچی
نیومی لفرنایس

ویلنسل:
شین کاراسکو
جوان د مارس

ویولا:
ایوان باتمر
نیلز بالتمن
کلیو تیلتن
الیزابت چیهو

کنترباس:
آندره گرباتنگو
راب اشلی
آلدن کوهن

پیانو:
ست اوسبورن

سیتار:
شجاعت حسین خان

دودوک:
پدرو اوستاچه

کمانچه:
سهراب پورناظری
کوزه،طبل باس:
جان ویک فیلد

بربت:
تهمورس پورناظری

گیتار باس:
جیمی جانسون

تار:
تهمورس پورناظری

کاخون،جیم بی ، طبل باس:
جان ویک فیلد

سه تار:
تهمورس پورناظری
سهراب پورناظری
کاوه گرایلی

سنتور:
مهیار طریحی

دف:
تهمورس پورناظری

گروه کر:
روشنک کی منش
سمیرا محسنی

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 5:20
    چرا رفتي چرا من بي‌قرارم به سر سوداي آغوش تو دارم نگفتي ماه تاب امشب چه زيباست نديدي جانم از غم ناشكيباست چرا رفتي چرا من بي‌قرارم به سر سوداي آغوش تو دارم خيالت گرچه عمري يار من بود اميدت گرچه در پندار من بود بيا امشب شرابي ديگرم ده ز ميناي حقيقت ساغرم ده چرا رفتي چرا من بي‌قرارم به سر سوداي آغوش تو دارم چرا رفتي چرا من بي‌قرارم به سر سوداي آغوش تو دارم نگفتي ماه تاب امشب چه زيباست نديدي جانم از غم ناشكيباست چرا رفتي چرا من بي‌قرارم به سر سوداي آغوش تو دارم دل ديوانه را ديوانه‌تر كن مرا از هر دو عالم بي‌خبر كن بيا امشب شرابي ديگرم ده ز ميناي حقيقت ساغرم ده چرا رفتي چرا من بيقرارم به سر سوداي آغوش تو دارم سيمين بهبهاني
  • 5:49
    درون آينه‌ روبرو چه مي بيني؟ تو ترجمان جهاني بگو چه مي بيني؟ تويي برابر تو، چشم در برابر چشم در آن دو چشم پر از گفت و گو چه مي بيني؟ تو هم شراب خودي هم شراب خواره ي خود سواي خون دلت در سبو چه مي بيني؟ |به چشم واسطه در خويشتن كه گم شده اي ميان همهمه و هاي و هو چه مي بيني؟ |به دار سوخته، اين نيم سوز عشق و اميد كه سوخت در شرر آرزو، چه مي بيني؟ در آن گلوله‌ي آتش گرفته‌اي كه دل است و باد مي بردش، سو به سو چه مي بيني؟ حسين منزوي
  • 5:34
    دل سپرده ام من به روي تو در دل من است آرزوي تو دل سپرده ام من به روي تو در دل من است آرزوي تو بخت آينه باشدم اگر مينشاندم رو به روي تو جان جان جان از همه جهان ميكشد دلم پر به سوي تو دل به دل ز تو تا تو آمدم قبله گاه من خاك كوي تو دل به دل ز تو تا تو آمدم قبله گاه من خاك كوي تو منكه عاشقم مست و سرخوشم جرعه ميكشم من صبوي تو گنج آرزو در دل مني گنج آرزو در دل مني در دلم كنم جست و جوي تو در دلم كنم جست و جوي تو جان جان جان از همه جهان مي كشد دلم پر به سوي تو هومن ذاكايي
  • 5:34
    نه فرشته ام نه شيطان كي ام و چي ام؟ همينم نه زبادم و نه آتش كه نواده ي زمينم منم و چراغ خردي كه بميرد از نسيمي نه سپيده دم به دستم نه ستاره بر جبينم منم و رداي تنگي كه به جز من اش نگنجد نه فلك بر آستانم نه خدا در آستينم نه حق حقم نه ناحق نه بدم نه خوب مطلق سيه و سپيدم :ابلق ? كه به نيك و بد عجينم تب بوسه ايم از آن لب به غنيمت است امشب كه نه آگهم كه فردا چه نشسته در كمينم نزنم نمك به زخمي كه هميشگي ست باري كه نه خسته ي نخستين نه خراب آخرينم حسين منزوي
  • 7:30
    اي همدم روزگار چوني بي من؟ اي مونس و غمگسار چوني بي من؟ من با رخ چون خزان زردم بي‌تو تو با رخ چون بهار چوني بي من؟ اي زندگي تن و توانم همه تو جاني و دلي، اي دل و جانم همه تو تو هستي من شدي، از آني همه‌من من نيست شدم در تو، از آنم همه تو عشقت به دلم درآمد و شاد برفت باز آمد و رخت خويش بنهاد برفت گفتم به تكلف دو سه روزي بنشين بنشست و كنون رفتنش از ياد برفت اي در دل من ميل و تمنا همه تو واندر سر من مايه‌ سودا همه تو هرچند به روزگار در مي‌نگرم امروز همه تويي و فردا همه تو مولوي
  • 5:17
    شتك زده است به خورشيد خون بسياران بر آسمان كه شنيده است از زمين باران دريده شد گلوي ني زنان عشق نواز به نيزه ها كه بريدندشان ز نيزاران نسيم نيست نه بيم است بيم دار شدن كه لرزه مي فكند بر تن سپيداران سراب امن و امان است اين نه امن و امان كه ره زده است فريبش به باور ياران چو چاه ريخته آوار ميشوم بر خويش كه شب رسيده و ويران ترند بيماران براي من سخن از من مگو به دلجويي مگير آينه پيش ز خويش بيزاران كجا به سنگرس ديو و سنگ بارانش در آبگينه حصاري شوند هشياران حسين منزوي

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی