display result search
منو

عبور از مه

  • 14 قطعه
  • 3':36" مدت زمان
  • 1 دریافت شده
آلبوم موسیقی دستگاهی در همایون و نوا با آواز علی زند وکیلی
علی اصغر عربشاهی : تار
پاشا هنجنی : نی
مصباح قمصری : بم کمان، کوزه
سینا اعلم : کمانچه
هامون بهرامی مقدم : سنتور
میثم ملکی : تنبک
حسین رضایی نیا : دف

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 3:13
    پيش در آمد همايون
  • 3:50
    قطره اشكم كه از چشمان يار افتاده ام يا چو برگ آرزو از شاخسار افتاده ام يادگار زندگي هستم كه از جور زمان بر دل سنگ رقيبان يادگار افتاده ام تك درخت بي كسي هستم كه بر دشت جنون هستي از كف داده ام و بر گذار افتاده ام كاروان هم رفته و جا مانده ام در شوره زار نيست صبحي بر من و شام تار افتاده ام اي كه بيرون كرده اي ما را ز ياد خويشتن بي تو من در بستر غم بي قرار افتاده ام رفته از يادم هر آنچه بو جز پيمان تو خاكسارم در رهت همچون غبار افتاده ام (زهرا پناهي)
  • 5:49
    دلم براي تو و شعر تازه ‏ات تنگ است دلم هوايي آن لهجه خوش‏ آهنگ است من از خودم به دلم مي ‏گريزم آري من مني كه عقل و دلم سال ‏هاست در جنگ است قبا به قد من اي عقل پابرهنه مدوز براي قامت ما ‏اين لباس ‏ها تنگ است چه دير مي‏گذرد لحظه‏هاي آمدنش هميشه عقربه ي انتظارها لنگ است (حسين منزوي)
  • 3:06
  • 3:01
    بداهه نوازي در بيات اصفهان
  • 4:00
    ز گريه مردم چشمم نشسته در خون است ببين كه در طلبت حال مردمان چون است به ياد لعل تو و چشم مست ميگونت ز جام غم مي لعلي كه مي ‌خورم خون است حكايت لب شيرين كلام فرهاد است شكنج طره ي ليلي مقام مجنون است ز دور باده به جان راحتي رسان ساقي كه رنج خاطرم از جور دور گردون است از آن دمي كه ز چشمم برفت رود عزيز كنار دامن من همچو رود جيحون است چگونه شاد شود اندرون غمگينم به اختيار كه از اختيار بيرون است (حافظ)
  • 6:34
    شوريده سران خواب ندانند اسرار زمان را غم اين خواب ندانند اي باد صبا نغمه اي از دوست به من ده آن نغمه كه از شنيدنش جامه درانند مجنون به فغان غم ليلا نتواند چون قاصدكاني كه در آن باد نزارند ليلي و غم جام جم و فرصت ديدار آنانكه كه نبينند و شنيدند چه دانند برخيز از اين بستر و افسانه گذر كن كين ها همه در قافله خواب و خيالند آنان كه غم غربت اين خانه چشيدند از پيله رها گشتن آسان نتوانند بلبل همه آواز از عشق گلان بود باشد صفت آن همره و همراه زمانند (وحشي بافقي)
  • 3:56
  • 4:56
    خرم آن روز كز اين منزل ويران بروم راحت جان طلبم و از پي جانان بروم گر چه دانم كه به جايي نبرد راه غريب من به بوي سر آن زلف پريشان بروم دلم از وحشت زندان سكندر بگرفت رخت بربندم و تا ملك سليمان بروم چون صبا با تن بيمار و دل بي‌طاقت به هواداري آن سرو خرامان بروم در ره او چو قلم گر به سرم بايد رفت با دل زخم كش و ديده گريان بروم تازيان را غم احوال گران باران نيست پارسايان مددي تا خوش و آسان بروم (حافظ)
  • 2:20
    بداهه نوازي در نوا
  • 2:47
  • 5:05
    من آن مرغم كه افكندم به دام صد بلا خود را به يك پرواز بي هنگام كردم مبتلا خود را نه دستي داشتم بر سر نه پايي داشتم در گل به دست خويش كردم اينچنين بي دست و پا خود را چو از اظهار عشقم خويش را بيگانه مي ‌داري نمي ‌بايست كرد اول به اين حرف آشنا خود را ببين وحشي كه در خوناب حسرت ماند پا در گل كسي كو بگذراندي تشنه از آب بقا خود را (وحشي بافقي)
  • 3:55
  • 3:36
    خوش است خلوت اگر يار يار من باشد نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد من آن نگين سليمان به هيچ نستانم كه گاه گاه بر او دست اهرمن باشد روا مدار خدايا كه در حريم وصال رقيب محرم و حرمان نصيب من باشد هواي كوي تو از سر نمي ‌رود آري غريب را دل سرگشته با وطن باشد به سان سوسن اگر ده زبان شود حافظ چو غنچه پيش تواش مهر بر دهن باشد

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی