display result search
منو

به یاد من باش

  • 6 قطعه
  • 4':17" مدت زمان
  • 1 دریافت شده
تصنیف هایی به آهنگسازی پیمان خازنی

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 5:18
    اگر روزي تنها غريب واله و شيدا نشستي از غم ياران ميان گريه باران به ياد من باش اگر ديوانه اي سرگشته ديدي ز مجنون پيشگان حرفي شنيدي اگر از چشمه ي خون بار غم ها ميان آه شب جامي چشيدي به ياد من باش اگر رنگ چمن را زرد ديدي نگاه باغ را پر درد ديدي اگر در فصل گرمي گل عشق تمام غنچه ها را سرد ديدي به ياد من باش اگر گل هاي باور گريه كردن همه عشاق پر پر گريه كردن اگر دردي كشان مكتب عشق براي بوي ساغر گريه كردن به ياد من باش اگر گل هاي باور گريه كردن همه عشاق پر پر گريه كردن اگر دردي كشان مكتب عشق براي بوي ساغر گريه كردن به ياد من باش
  • 9:24
    مرا دو چشم به راه و دو گوش بر پيغام تو فارغي و به افسوس مي‌رود ايام شبي نپرسي و روزي كه دوستدارانت چگونه شب به سحر مي‌برند و روز به شام به كام دل نفسي با تو التماس من است بسا نفس كه فرورفت و برنيامد كام مرا نه دولت وصل و نه احتمال فراق نه پاي رفتن از اين ناحيت نه جاي مُقام بر آتش غم سعدي كدام دل كه نسوخت گر اين سخن برود در جهان نماند خام
  • 4:28
    از آن دمي كه عشق تو نشسته در خيال من رهي دگر نمي زند خيال بي مثال من چه پر طنين شدم از اين خيال خوش خيال خوش زمانه بر مراد دل خيال خوش زمان خوش بيا تو هم بهار من به اين خيال سر بزنم بيا و از ره وفا به باغ سينه در بزن كنار دل نشين كه تا فلك رود خروش من ترانه هاي عشق را بخوان بخوان به گوش من مراد دل تو اي بيا داد دل تواي بيا ببين كه در ره وفا گذشته روزگارم بيابيا بيا دلا بيابيا كنارم
  • 5:29
    نگاهي منتظر دارم تو از ره مي رسي يا نه به هجرت اشك مي بارد تو از ره مي رسي يا نه در امواج غم عشقت رهايم كردي و رفتي در اين طوفان گرفتارم تو از ره مي رسي يا نه الهي عشق را دادي چرا غمهاي هجران را اميد و وصل و شادي را چرا حال پريشان را صفا ده سينه را جانم در اين گرداب تنهايي كه در آغوش جان گيرم نگاه مست جانان را نگاهي منتظر دارم تو از ره مي رسي يا نه به هجرت اشك مي بارد تو از ره مي رسي يا نه
  • 5:03
    در نهان خانه ي دل تويي تو جان و جانان دل تويي تو رمز شيدايي اميد مني ناي مستانه ي دل تويي تو نازنين تا كه من با تو هستم از مي عاشقي ها مستم مستم با من بمان با من بمان اله ي ناز مني تو گلشن راز مني تو سوز مني نغمه من ساز مني تو ماه من نور من شوق من شور من نواي سينه ي من ترانه ي من اميدم نويدم سروشم خروشم تا تويي در كنار من خوش بود روزگار من من نواهاي عشقم تا تويي نو بهارم
  • 4:17
    من هر كجا سر مي زنم هر خانه اي در مي زنم هر گوشه اي پر مي زنم جان را در آذر مي زنم ور نه در اين محنت سر جان مي رود اي نازنين يك دم بيا با ما نشين فرياد آخر مي زنم روزي هما بودم ولي بر قله ها بودم ولي اكنون ميان اين قفس بنشسته پرپر مي زنم ساقي اسير بند غم با دست بيداد و ستم دور از همه دردي كشان بي باده ساغر مي زنم در سينه آتش هاي غم هر روز و شب مي سوزدم با ياد رويش مرهمي بر ديده ي تر مي زنم گفتيم از اين جور و ستم در ناله هامان بيش و كم ياران برفتند و فغان بي يار و ياور مي زنم

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی