display result search
منو

سوی خرابات

  • 13 قطعه
  • 4':10" مدت زمان
  • 1 دریافت شده
موسیقی دستگاهی اثر مجید رئیسیان با یاد پرویز مشکاتیان
همنوازان گروه ماهان:
داوود ورزیده : نی
فرشاد صارمی : کمانچه
سیاوش برهانی : تار
حنیف شهمیرزادی : تار
علیرضا احمدی : تار
جابر صالحی : بم تار
رضا میرزایی : عود
وریا کریمیان : دف
رضا حسین زاده : تنبک
مجید رییسیان : سنتور

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 6:51
    كجايي اي ز جان خوشتر شبت خوش باد من رفتم بيا در من خوشي بنگر شبت خوش باد من رفتم نگارا بر سر كويت دلم را هيچ اگر بيني ز من دلخسته ياد آور شبت خوش باد من رفتم تو با عيش و طرب خوش باش من با ناله و زاري مرا كان نيست اين بهتر شبت خوش باد من رفتم منم امروز بيچاره ز خان و مانم آواره نه دل در دست و نه دلبر شبت خوش باد من رفتم (عراقي)
  • 1:42
  • 3:30
  • 8:26
    فكر بلبل همه آن است كه گل شد يارش گل در انديشه كه چون عشوه كند در كارش دلربايي همه آن نيست كه عاشق بكشند خواجه آن است كه باشد غم خدمتگارش بلبل از فيض گل آموخت سخن ور نه نبود اين همه قول و غزل تعبيه در منقارش اي كه در كوچه معشوقه ما مي‌گذري بر حذر باش كه سر مي‌ شكند ديوارش آن سفركرده كه صد قافله دل همره اوست هر كجا هست خدايا به سلامت دارش دل حافظ كه به ديدار تو خوگر شده بود نازپرورد وصال است مجو آزارش (حافظ)
  • 3:06
  • 8:13
    اي همزبان اي مهربان آيينه ي دريا تويي در خواب مي جويم تو را زيبا تر از رويا تويي تو شهر باران زادي يك اتفاق تازه اي من واژه اي وامانده ام مجموعه ي معنا تويي اي عشق من اي ساز من اي خوشترين آواز من عودي فرو افتاده از آن ناي بالا تويي گشتم به دنبال دلت در كوچه هاي شهر شب پنهان تر از پنهان منم پيدا تر از پيدا تويي
  • 3:18
    تماشا مي ‌كند هر دم دلم در باغ رخسارش به كام دل همي نوشد مي لعل شكر بارش دلي دارم مسلمانان چو زلف يار سودايي همه در بند آن باشد كه گردد گرد رخسارش چه خوش باشد دل آن لحظه كه در باغ جمال او گهي گل چيند از رويش گهي شكر ز گفتارش گهي در پاي او غلتان چو زلف بيقرار او گه‌از خال لبش سرمست همچون چشم خونخوارش چنان سرمست شد جانم ز جام عشق جانانم كه تا روز قيامت هم نخواهي يافت هشيارش (عراقي)
  • 10:20
    صوفي بيا كه آينه صافيست جام را تا بنگري صفاي مي لعل فام را راز درون پرده ز رندان مست پرس كاين حال نيست زاهد عالي مقام را اي دل شباب رفت و نچيدي گلي ز عيش پيرانه سر مكن هنري ننگ و نام را حافظ مريد جام مي است اي صبا برو وز بنده بندگي برسان شيخ جام را
  • 3:11
  • 3:11
    فرود به نوا
  • 3:54
  • 1:35
  • 4:10
    سحرگاهي شدم سوي خرابات كه رندان را كنم دعوت به طامات عصا اندر كف و سجاده بر دوش كه هستم زاهدي صاحب كرامات برآمد آفتابي از درونم درون من برون شد از سماوات چو من فاني شدم از جان كهنه مرا افتاد با جانان ملاقات همه ذرات عالم مست عشقند فرومانده ميان نفي و اثبات چه مي‌گويي تو اي عطار آخر كه داند اين رموز و اين اشارات

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی